وانگونه که احساس ها خودرا به باد ناامنی می سپارد...
وباهروزش بی شرمانه به دیواره های قلب خونین کوبانده می شوند
گاه غیرت و انگاه شهوت...
گاه راستی و انگاه شهوت...
گاه عشق و انگاه...
سایه های نامردی پشتوانه این حس بی پناه معرفی می شوند
ودستان شهوت بارها به بهانه یاری می شتابند
واحساس بعد از ان سیلی گرم گناه توان عذر خواهی گفتن به قلب مهجور را ندارد
قلبت را به احساست نسپار.
اخرین یادداشت
عمرم واسه تو جونم واسه خدا
تموم ارزوهام هدیه جون و عمرم واسه بودن کنار تو
میدونم ندیدنم برات ارزو
خداحافظ
زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در اين نکته ترديدی نيست
ولی بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا
روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟
بياييم از خانم ها شروع کنيم:
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای
کوچکي انجام می دهند.
آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از
هيچ کاری دريغ نمی کنند.
زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته
هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.
آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت
تبديل کنند.
زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.
آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.
زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.
زنان صادق و وفادارند.
زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.
آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند..
آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند.

باز هم نقطه سر خط
سر خطی که نمی دانم شروع کدام داستان تکراری است... شاید داستانی با طریقی دیگر مبتنی بر اصل بی غیرتی!
باز هم قهری بدتر از هر قهر! احساس می کنم دل من همچون پنجره ای شکسته و رو به امید است که دیگر هر عابری نمی تواند از سر عقده نفهمی تازه تازه خردش کند ...
وتمامی خرده های دلم از عبور مرور زیاد سر شده وگاه تکه های باقی مانده کنار پنجره با ایجاد زخمی تازه مرا به یاد انها می اندازد
دل من دیگر نه همچون شیشه عاطی و نه همچون سنگ سخت و پر غرور است دیگر نمی تواند هویت خود را از بین هزاران هویت از دست رفته انتخاب کند
نمی دانم این بار چگونه ازرده خواهد شد.

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمي مونم
يه روز مي گفتم عاشقم ، اما ديگه نمي تونم
تقصير هيچکس ديگه نيست ، قصه ي ما تموم شده
حيف همه خاطره ها ، به پاي کي حروم شده
دروغ مي گفتي که ، برم از بي کسي دق مي کني
اشکاتو باور ندارم ، بي خودي هق هق مي کني
يادم مي افته لحظه اي که دست تو رو شد برام
قسم مي خوردي پيش من که جز تو عشقي نمي خوام
دست خودم نيست که ديگه هيچکسي باور ندارم
اين چيزا تقصير توه تلافيشو در مي يارم
برگرفته از سایت دوستان
بی وفا باشی وفایت می کنن
با وفا باشی خیانت می کنن
مهربانی گرچه ایینی خوش است
مهربان باشی رهایت می کنن
به ستاره ها نگاه کن,,, به چشمک زدنشون بخند,,,اما بهشون دل نبند,,,چون چشمکشون از روی عادته
برای خودم نیستن اما باورشون دارم
با نهایت تاسف درگذشت ناگهانی مادر مهربان و دل سوز دوست عزیز مریم امیر پور را به ایشان و خانواده گرامیشان تسلیت عرض می نماییم.
روحشان شاد ودر محضر ائمه اطهار

قلبم می زند باز
ولی محکم تر
انگار درونش کسی زندانی است
گاه سر به زانو می گذارد قلبم می گیرد
قلبم پرازخون است
ولی زخمی تر از هرگاه
انگار کسی در ان مراسم خودکشی دارد
قلبم اهسته می کوبد
ولی ارام تر از قبل
انگار درونش مراسم تدفین است
نمی دونم چرا هر وقت دلم میشکنه راحت تر حرفام رو برگه میارم انگاری خودکارم دلش برام می سوزه
ولی هر وقت ارومم وباید برای مزحکه کردن روزای بدم شده یه چیزی بنویسم خودکار و دفترم ناپدید میشن و منتظر می مونند تا یکی دل منو بشکنه وزمانی که پیداشون میشه انقدر میمونند تا به زور دلمم که شده چشمام پر اشک شه...
فقط خوبیش اینه که تو تنهاییام که هیچکی باهام نیست اونا هستن...
اخه چرا هر وقت چیزی مگیم یاد خستگی وتنهایی و غصه هامون میافتیم؟
دلم شکوندی....
کاش بدونی روزایی که ندونسته بامن رفتار کردی....
و حالاخرده های دلم یادگاری دوستی ماست...
یادش بخیر روزهایی که به اهنگهای غمگین می خندیدم....

حیف اگه بهترین روزت با بدترین خاطرات خراب کنی... باید بزنیم به کوچه بی خیالی و با همسایه های شاد زندگی کنیم...
با ادم هایی که گلهای فراموشکاری تو حیاط خونشون از همه زیبا تر...
با اونهایی که ماهی های قرمز عشق تو حوض خونشون مدام برای دیدنت از اب بیرون میان...
با اونهایی که دوست دارن درحال زندگی کنند نه درگذشته که همش غصه بخورن و نه در اینده که اضطراب داشته باشند...
با اونهایی که لبخند رو لباشون و همیشه سراغت رو می گیرن ...
وبا اونهایی که سعی می کنند زودتر از همه این روز خوب بهت تبریک بگند ...
۱اسفند تولدم امیدوارم که این همسایه ها منو به کوچشون راه بدن...
گریه درچشمان من طوفان غم دارد
ولی خنده بر لب می زنم
تا ندانند راز من